مهیس به قلم یسنا حسین پور
پارت هفتم :
ناشناس
خونِ روی لبم رو پاک کردم.
نفس عمیقی کشیدم.
صدای شاد آهو از دور بلند شد:
-ملکه! پیداش کردیم!
جیغی زد و خودش رو به هوا پرتاب کرد.
-وای نمیتونم باور کنم! بالاخره جفتش رو پی ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

عاشق خونآشام ها
0وای یعنی تام شاهزادست چه با حال